close
تبلیغات در اینترنت

شب سوم محرم,شهادت حضرت رقیه,یا رقیه,وب عاشقانه,@ALONE4ME74,

سایت عاشقانه

آخرين مطالب سایت
عکس های عاشقانه
نظرسنجی

موضوعات
پنل کاربری

متولد چه ماهی هستی ؟
کاربران برتر انجمن
جستجو
آرشيو
اطلاعات سایت
آهنگ خونه

عکس های عاشقانه

محل تبلیغات شما

برای درج تبلیغات کلیک کنید
تاریخ ارسال : شنبه 01 مهر 1396 | نویسنده : امیر بدری

 

از لحظه ورود کاروان به کربلا، رقیه لحظه ای از پدر جدا نمی شد، شریکِ غم ها و مصیبت های او بود و با دیگر یاران امام از درد تشنگی می سوخت. یکی از افراد سپاه یزید می گوید:
من در میان دو صف لشکر ایستاده بودم، دیدم کودکی از حرم امام حسین علیه السلام بیرون آمد، دوان دوان خود را به امام رسانید، دامن آن حضرت را گرفت و گفت: ای پدر، به من نگاه کن! من تشنه ام. این تقاضای جان سوز آن دختر تشنه کام و شیرین زبان، چون نمکی بر زخم های دل امام بود و او را منقلب کرد، بی اختیار اشک از چشمان اباعبداللّه علیه السلام جاری گردید و با چشمی اشک بار فرمود: «دخترم، رقیه! خداوند تو را سیراب کند؛ زیرا او وکیل و پناه گاه من است.» پس دست کودک را گرفت و او را به خیمه آورد و او را به خواهرانش سپرد و به میدان برگشت.

 

@ALONE4ME74




به این مطلب امتیاز دهید :

موضوع : دهه اول حرم, شب سوم محرم,
ارسال به فيسبوک ارسال به گوگل

تست عنوان نویسنده

تست متن نویسنده این مطلب

نظر خود را ارسال کنید:
نظرات
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی